هنرستان ادب

دل نوشته و هنر

<

بخوان...

rayehe
   

 

 

خدایم!

اگر از آن سو به تو روی می آورم که مرا از وجود جهنم نجات دهی از شعله های آن
 مرا رهایی دهی، همان بهتر که در آن شعله ها مرا بسوزانی
 
و اگر از آن سو به تو روی می آورم که مرا به بهشت فراخوانی و در آن جای دهی ؛ درهای بهشت را برویم بسته نگهدار ،
 
 ولی اگر برای خاطر تو به سویت می آیم

خدایم!

مرا از خودت مران .
 
 
 تو گرانبهاترین دارایی من در این دنیا هستی ، بگذار تا ابد در کنارت لانه کنم
 
ای یگانه! ای بی همتا!  ای شنونده بر سکوت من!  ای آنکه در کائنات بزرگ خود بر انسانی همچون من دستور سجده داده ای!  ای خدا!  ای خدای مهربانی!  ای خدای خوبی!  ای خدای ارزن و گندم!  ای دهنده نعمت آب!   ای نقاش جهان و فلک!  ای زنده کننده جان و روح بیمار من!  ای خالق عقل و کمال!  ای خدای بزرگ!  ای رحمان!  ای رحیم! 
 
تو را قسم به شب پر ستاره، تو را قسم به دل پاره پاره، تو را قسم به شهاب گریزان، تو را قسم به لحظه های برگ ریزان، تو را قسم به نگاه معصوم کودک، تو را قسم به شکوه باز شدن غنچه های پر امید، تو را قسم به اشک توبه، تو را قسم به ستاره های دل انگیز، تو را قسم به دعای مادر!
 چنان ذکرت را بر زبانم جاری کن که حتی در بستر بیماری و در زمان گفتن هر آنچه که نمی دانم، فقط نام تو بر زبانم باشد بگذار چنان در روح و افکارم رخنه کنی که هیچ تارو پودی از من بدون تو شکوفا نگردد.
 

 

 

 

 

 

نظر بدهيد

يكشنبه 31 مرداد 1389، ساعت 13:8

 
دسته بندي ها: بار الها... 
   

گفتگو با خدا...

rayehe
   

 

 

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم خدا گفت پس می خواهی با من گفتگو کنی؟
گفتم اگر وقت داشته باشیدخدا لبخند زد !وقت من ابدی است!

چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی ؟

_چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

خدا پاسخ داد :این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوندعجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعدحسرت دوران کودکی را می خورنداینکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول می کنند

و بعد

پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند اینکه با نگرانی نسبت به آینده زمان حال را فراموش می کنندآنچنان که دیگر نه در حال زندگی می کنندنه در آینده

این که چنان زندگی می کنند که گویی ، نخواهند مرد و آنچنان می میرند که گویی هرگز نبوده
اند

خداوند دستهای مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم بعد پرسیدم:

به عنوان خالق انسانها می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند ؟

خداوند با لبخند پاسخ داد :

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد اما می توان محبوب دیگران شد
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که
دارایی بیشتری دارد بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می
توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم ولی سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد

با بخشیدن بخشش یاد بگیرند یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند

یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند اما آن را متفاوت ببینند
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند

و یاد بگیرند که من اینجا هستم.....همیشه

 

 

 

 

 

 

 

2 نظر

دوشنبه 31 خرداد 1389، ساعت 23:16

 
دسته بندي ها: بار الها... 
   

جان را نثار او باید کرد...

rayehe
   

 

 

 

تن را در اشک شست و شو باید کرد            دل را از غـــــــــــیر رفت و رو باید کرد

 چون پاک شود وجودش از آلایــــــــش         آنگه جان را نثــــــــــــــار او باید کــرد

 

 

 

 

 

 

 

3 نظر

پنج شنبه 27 خرداد 1389، ساعت 11:33

 
دسته بندي ها: بار الها... 
   

جمال جان فزای روی جانان

rayehe
   

خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپایی         

                                          نداری غیر از این عیبی که میدانی که زیبایی

من از دلبستگی های تو با آیینه دانستم          

                                         که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق تر از مایی

به شمع و ماه حاجت نیست بزم دوستانت را

                                         تو شمع مجلس افروزی تو ماه محفل آرایی

منم ابرو تویی گلبن که میخندی و میگریم

                                         تویی مهر و منم اختر که میمیرم چو می آیی

مه روشن میان اختران روشن نمی ماند

                                         میان شاخه های گل مشو پنهان که پیدایی

 

 

 

 

 

نظر بدهيد

پنج شنبه 27 خرداد 1389، ساعت 11:1

 
دسته بندي ها: بار الها... 
   

الهی

rayehe
   

ای کریمی که بخشنده ی عطایی

 ای حکیمی که پوشنده ی خطایی

الهی!ترسانم از بدی خود؛بیامرز مرا به خوبی خود

الهی! در دلهای ما جز تخم محبت خود مکار

و بر تن و جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار

و بر کشته های ما جز باران رحمت خود مبار.

 

 

 

 

 

 

1 نظر

چهارشنبه 26 خرداد 1389، ساعت 22:51

 
دسته بندي ها: بار الها... 
   

مائده های زمینی

rayehe
   

ناتانائیل! آرزو مکن که خدا را در جایی جز همه جا بیابی. هر مخلوقی نشانی از خداست و هیج مخلوقی او را هویدا نمیسازد. هماندم که مخلوقی نظر ما را به خویشتن منحصر کند،ما را از خدا برمیگرداند.

ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا را کشف کرد. دریغا که نمیدانیم همچنان که در انتظار او به سر میبریم،به کدام درگاه نیاز آوریم. سرنجام اینطور نیز میگوییم که او در همه جا هست؛هر جا و نایافتنی است.

به هر کجا بروی جز خدا چیزی را دیدار نمیتوانی کرد.خدا همان است که پیش روی ماست.

ناتانائیل! ای کاش "عظمت" در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن مینگری!

ناتانائیل! من شوق را به تو خواهم آموخت؛ اعمال ما به ما وابسته است،همچنانکه درخشنگی به فسفر. درست است که اعمال ما ما را میسوزانند ولی تابندگی ما از همین است و اگر روح ما ارزش چیزی را داشته دلیل بر آن است که سخت تر از دیگران سوخته است.

برای من" خواندن" اینکه شن ساحل ها نرم است کافی نیست:میخواهم پای برهنه ام اسن نرمی را حس کند. معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد،برای من بیهوده است. هرگز در این جهان چیزی ندیده ام که حتی انکی زیبا باشد؛ مگر آنکه فورا آرزو کرده ام تا همه ی مهر من آن را دربرگیرد.

"آندره ژید"نویسنده فرانسوی

 

 

 

 

 

نظر بدهيد

چهارشنبه 26 خرداد 1389، ساعت 19:45

 
دسته بندي ها: بار الها... 
   

مناجات

rayehe
   

پروردگارا

به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانستم تغییر دهم

دلیری ده

تا تغییر دهم آنچه را که میتوانم تغییر دهم

بینش ده

تا تفـــــــــــــــــاوت این دو را بفهمــــــــــــم

مرا فهم ده

تا نتوقع نباشم دنیا و مردمش مطابق میل م رفتار کنند

آمیــــــــــــــــــــن!

 

 

 

 

 

نظر بدهيد

پنج شنبه 16 ارديبهشت 1389، ساعت 17:29

 
دسته بندي ها: بار الها... 
   

صفحه نخست

خوراک خوان Rss

پیامکهای من
مشخصات من

درباره ...

 
 

چتر ها را باید بست. زیر باران باید رفت. عشق را زیر باران باید جست. زیر باران باید چیز نوشت/حرف زد/نیلوفر کاشت. ............... وبیاریم سبد ببریم این همه سرخ این همه سبز. ویادمان باشد عطروگل وخار همسایه دیوار به دیوار همند....

 

مديريت

 
 
نام كاربري:
گذرواژه:
 

دسته‌بندي‌ها

 

آمار

 
  بازديد كل: 11697
بازديد امروز: 12
بازديد ديروز: 34
تعداد مطالب: 154
 


 
 
(زمان صرف شده براي توليد صفحه : 0:0.717)
http://www.khafankadeh.7p.com >